شوک بزرگ به ادعای تمامیت ارضی؛ آیا نورستان قربانی معاملات پنهانی طالبان و پاکستان شده است؟

گزارشهای تکاندهنده از ولایتهای نورستان و کنر حاکی از عقبنشینی مشکوک نیروهای طالبان از مناطق سرحدی و ایجاد درگیریهای سازمانیافته قومی برای پیشبرد معاملات پنهانی با پاکستان است. باشنده گان محل و بزرگان قومی هشدار میدهند که برخی مقامهای محلی طالبان با هدایت استخبارات همسایه، در حال زمینهسازی برای تغییرات جغرافیایی و جیوپولیتیکی در این مناطق استراتیژیک هستند…
در حالی که دستگاه تبلیغاتی طالبان بر شعارهای حماسی مبنی بر حفاظت از سرحدات و بازپسگیری مناطق تاریخی تأکید میورزد، گزارشهای واصله از ولایتهای نورستان و کنر نشاندهنده وقوع تحرکاتی است که فرضیه معامله بر سر خاک را تقویت میکند. براساس اطلاعات منابع محلی، ولایت کوهستانی نورستان در ماههای اخیر تحت یک محاصره اقتصادی و ترانزیتی سیستماتیک قرار گرفته است؛ وضعیتی که به باور ناظران، تلاشی عمدی برای به زانو درآوردن مردم و اجبار آنان به وابستگی کامل به پاکستان است. لت و کوب تکاندهنده یک پیرمرد نورستانی در منطقه ننگلام به دست افرادی که گفته میشود تحت هدایت حلقاتی خاص بودهاند، جدیترین نشانه از تلاش برای برانگیختن تنشهای قومی میان باشنده گان کنر و نورستان ارزیابی میشود.
نفوذ استخباراتی و نقش مقامهای محلی در سناریوی جدید
اسناد و روایات محلی، انگشت اتهام را به سوی شماری از مقامهای ارشد طالبان در منطقه دراز کرده است. زینالعابدین، والی طالبان در نورستان، از سوی منابع بهعنوان مهره کلیدی این پروژه معرفی شده که به دلیل داشتن تجارت و اقامتگاه در ابیتآباد پاکستان، روابط نزدیکی با نهادهای امنیتی آن کشور دارد. در کنار وی، نقش افرادی چون عبدالله (ابوحمزه)، ولسوال مانوگی و ضیاءالرحمن، قوماندان امنیه این ولسوالی، در ایجاد اصطکاکهای سرحدی و ساخت پوستههای جنجالی برجسته شده است؛ اقداماتی که به نظر میرسد هدف نهایی آن تضعیف انسجام محلی و ایجاد شکاف برای نفوذ بیشتر استخبارات بیگانه باشد.
تخلیه پوستههای سرحدی و جابجایی نیروهای غیربومی
یکی از نگرانکنندهترین بخشهای این گزارش، عقبنشینی جنگجویان طالبان از پوستههای حساس مجاور خط دیورند است. باشنده گان نورستان گزارش میدهند که نیروهای بومی که شناخت دقیقی از جغرافیا داشتند، جای خود را به نیروهای غیربومی دادهاند که عملاً کنترولی بر نقاط استراتیژیک ندارند. این خلأ امنیتی عمدی، مسیر را برای تحرکات سرحدی پاکستان هموار کرده است. بزرگان قومی نورستان که برای دادخواهی به کابل سفر کردهاند، تأکید دارند که شاهراه ولسوالیهای کامدیش و برگمتال تحت شرایطی بازگشایی شده که بوی معاملههای پشت پرده و واگذاری امتیازات ارضی از آن به مشام میرسد.
آتشبسهای قومی؛ صلح یا مقدمه مشروعیتبخشی به تجزیه؟
در حالی که کابل و اسلامآباد درگیر تنشهای لفظی هستند، برگزاری نشستهای مشترک میان بزرگان قومی دو سوی سرحد در مناطقی مانند ناوهپاس، پرسشهای جدی را برانگیخته است. استقبال رسمی وزارت خارجه پاکستان از این توافقات محلی، زنگ خطر را برای ناظران سیاسی به صدا درآورده است. به باور تحلیلگران، واگذاری مدیریت بحرانهای سرحدی به ساختارهای قومی در غیاب یک دولت ملی مقتدر، میتواند به تدریج نوعی مشروعیت غیررسمی برای تغییرات سرحدی ایجاد کرده و افغانستان را به سمت یک ساختار ملوکالطوایفی سوق دهد؛ وضعیتی که میراثدار سنت تاریخی حاکمان قبیلهمحوری است که برای بقای سیاسی خود، همواره بر سر منافع ملی معامله کردهاند. این روند اگر متوقف نشود، نورستان میتواند به نقطه آغاز یک تغییر خاموش در جغرافیای سیاسی افغانستان تبدیل گردد.




