پلان جنجالی ترمپ برای بازگشت به بگرام و غارت معادن افغانستان
یک منبع آگاه در چین با افشای نقش مخفیانه امریکا در هدایت حملات تروریستی علیه اتباع چینی، هدف اصلی این اقدامات را ممانعت از استخراج معادن افغانستان توسط پکن و زمینهسازی برای بازگشت ترمپ به پایگاه بگرام عنوان کرد. این منبع تاکید دارد که واشینگتن با استفاده ابزاری از گروههای تروریستی، در صدد ضربه زدن به منافع مشترک کابل و پکن در رقابتهای جهانی قدرت است…
یک منبع باصلاحیت و آگاه به مسایل افغانستان در چین، طی گفتگو با رسانهها، پرده از توطیهای برداشت که امنیت منطقه را هدف قرار داده است. وی با اشاره به ترورهای اخیر باشنده گان چینی در خاک افغانستان و تاجکستان تصریح کرد که این تحرکات هرچند با نام گروه داعش صورت میپذیرد، اما ریشه در سیاستهای هدایتشده ایالات متحده امریکا دارد. به باور این کارشناس، تنها بازیگری که از ناامنی در مسیر پروژههای اقتصادی چین سود میبرد واشینگتن است و در این میان، مردم افغانستان و سرمایهگذاران چینی بزرگترین متضرران این وضعیت به شمار میروند.
تلاش واشینگتن برای انسداد مسیر توسعه اقتصادی
در حالی که شرق آسیا به کانون اصلی رقابت میان امریکا و چین مبدل گشته، واشینگتن تمام توان خود را به کار بسته تا مانع از گسترش نفوذ اقتصادی پکن در همسایگی خود شود. استخراج معادن افغانستان توسط شرکتهای چینی به حیث یک معامله دوجانبه سودمند شناخته میشود که برخلاف الگوهای استعماری غرب، بر پایه احترام متقابل و منافع اقتصادی بنا شده است. برخلاف رویکرد سلطهجویانه امریکا، حضور چین در سکتور معادن میتواند بدون اعمال فشارهای سیاسی، زمینهساز شکوفایی اقتصادی افغانستان گردد؛ موضوعی که به هیچ وجه خوشایند ارگ سفید نیست.
راهبرد ترمپ و رویای بازگشت به پایگاه بگرام
این منبع آگاه با اشاره به رویکرد صریح دونالد ترمپ در سیاست خارجی، خاطرنشان کرد که وی بر خلاف سلف خود، اهداف استعماری را پنهان نمیکند. همانگونه که ترمپ در قبال ونزوئلا به صراحت از چشمداشت به منابع نفتی سخن گفت، در مورد افغانستان نیز آجندای مشابهی را دنبال میکند. تحلیلها نشان میدهد که ترمپ با هدف قرار دادن منابع زیرزمینی افغانستان، یک استراتیژی سهگانه را دنبال میکند: نخست، تخریب همکاریهای دوجانبه میان امارت اسلامی و پکن؛ دوم، تسلط مستقیم بر ذخایر معدنی؛ و در نهایت، احیای حضور نظامی در پایگاه راهبردی بگرام.
ضرورت هوشیاری کابل در برابر سناریوی ناامنسازی
شواهد نشان میدهد که اگر ایالات متحده نتواند مدیریت معادن افغانستان را به دست گیرد، به هیچ عنوان اجازه نخواهد داد که فعالیتهای چین در این حوزه به ثمر برسد. این مسئله به طور مستقیم با ثبات و امنیت ملی افغانستان گره خورده است. حکومت سرپرست در کابل باید با درک حساسیت این موضوع، تدابیر امنیتی جدیتری را برای حفاظت از شرکای اقتصادی خود اتخاذ کند. تداوم ترور باشنده گان چینی میتواند به عقبنشینی پکن از پروژههای کلان زیربنایی منجر شود که این دقیقاً همان هدفی است که اتاقهای فکر در واشینگتن برای رسیدن به آن برنامهریزی کردهاند.