تغییر در رویکرد امنیتی ایالات متحده و تمرکز بر رژیمهای مرتبط با قاچاق مواد مخدر، بعد جدیدی به تحولات بینالمللی بخشیده است. این دکترین با هدف قرار دادن ساختارهای متکی بر اقتصاد زیرزمینی، بستر متفاوتی برای تحلیل رفتارهای آتی واشینگتن در عرصه جهانی ایجاد کرده است.
دکترین جدید امنیتی واشینگتن و بازتعریف مداخلهگرایی
رویدادهای اخیر در امریکای لاتین و اجرای عملیات خاص ایالات متحده در کاراکاس که به بازداشت نیکلاس مادورو انجامید، نشاندهنده شکلگیری الگویی تازه در دکترین سیاست خارجی امریکا است. این چوکات جدید که با محوریت مبارزه با رژیمهای فعال در قاچاق مواد مخدر هدایت میشود، بهتدریج در حال جایگزینی با دکترین سنتی مبارزه با تروریزم بینالمللی است.
تحلیلگران بر این باورند که تمرکز بر رژیمهایی که ساختار اقتصادی آنها با قاچاق مواد مخدر گره خورده است، زمینهساز بازسازی توجیهات حقوقی و سیاسی برای اقدامات مداخلهجویانه در قالب مقابله با تهدیدات فراملی شده است.
ونزوئلا؛ نخستین الگوی عملیاتی دکترین تازه
ونزوئلا منحیث نخستین میدان برای پیادهسازی این رویکرد عملیاتی شناخته شد. با این حال، ناظران بینالمللی ارزیابی میکنند که دامنه این دکترین به حوزه امریکای لاتین محدود نخواهد ماند و امکان دارد سایر مناطقی که ساختار حاکمیتی آنها با اقتصاد زیرزمینی مواد مخدر پیوند خورده است نیز در کانون توجه این روایت امنیتی قرار گیرند.
در این میان، وضعیت افغانستان تحت مدیریت طالبان منحیث یکی از گزینههای مورد توجه در تحلیلهای امنیتی مطرح شده است.
وضعیت اقتصاد زیرزمینی و آسیبپذیریهای منطقوی
با وجود اعلام مواضع رسمی، گزارشهای تحلیلی نشان میدهد که تولید و ترانزیت مواد مخدر در افغانستان همچنان بخش مهمی از چرخه اقتصادی این جریان را تشکیل میدهد. افزایش چشمگیر تولید مواد مخدر تصنعی مانند متامفتامین در کنار فرآوردههای سنتی، این منطقه را همچنان در موقعیت یکی از کانونهای اصلی این تجارت قرار داده است.
ارزیابیهای امنیتی غرب، کانونهای اصلی قدرت طالبان را منحیث مراکز هدایت ساختاری درگیر در قاچاق مواد مخدر توصیف میکنند. بر همین اساس، رهبری این گروه در روایتهای رسانهای و امنیتی جدید منحیث نمادی از تهدیدات مرتبط با این شبکه جهانی بازنمایی میشود.
