آلودگی هوا در کابل؛ بحران نفسگیر پایتخت میان دود، فقر و خشکسالی
آلودگی هوا در کابل با فرا رسیدن فصل سرما به یک بحران جدی و مرگبار تبدیل شده که ریشه در فقر، استفاده گسترده از ذغال سنگ و سوختهای بیکیفیت و همچنین خشکسالیهای پیاپی دارد. مقامات حکومت در سالهای اخیر نتوانستهاند راهکارهای پایدار برای کنترول این معضل اجرا کنند، که این وضعیت سالانه منجر به مرگ صدها نفر و به خطر افتادن صحت ملیونها شهروند میشود…
سایهٔ شبه سیاه بر زنده گی شهری
بحران آلودگی هوا در کابل سالها است که به جدیترین چالش زنده گی شهری در پایتخت تبدیل شده است؛ وضعیتی که با فرارسیدن فصل سرما، چهرهای خشنتر و سنگینتر به خود میگیرد. بیش از چهار ماه سال، صبحگاه و دم غروب، دود غلیظ و سنگینی بر شهر سایه میافکند که گویی یک شبه سیاه و وحشتناک است. انباشتی از ذرات سمی، فضای شهر را در بر میگیرد و صحت عمومی را تهدید میکند.
خشکسالی؛ عامل تشدید بحران
خشکسالیهای پیاپی وضعیت را بدتر کرده است. فصل خزان امسال یکی از خشکترین فصول چند دهه اخیر بوده و بارندگی بسیار کم بوده است. کمبود بارندگی و خشکی هوا باعث میشود که دود خانهها، همراه با جوزغبار، در فضا پخش شده و آلودگی هوا را به شکل مضاعفی افزایش دهد.
عوامل اصلی آلودگی هوا در کابل چیست؟
۱. وابستگی ناگزیر به ذغال سنگ و سوختهای آلاینده
یکی از مهمترین عوامل آلودگی هوا در کابل، استفاده گسترده از ذغال سنگ در فصل زمستان است. برای بسیاری از خانوادهها، روشن کردن بخاریهای ذغالی تنها راه گرم کردن خانهها محسوب میشود. هرچند ذغال سنگ سوختی ارزانتر به نظر میرسد، اما دود حاصل از سوختن آن، ترکیبی خطرناک از مواد سمی را وارد هوای شهر میکند. بوی تند دود ذغال سنگ در کوچهها به بخشی ثابت از زنده گی روزمره در کابل تبدیل شده است؛ بویی که با سوزش گلو، اشک چشم و سرفههای خشک همراه میشود.
۲. کمبود انرژی و قیمت سرسامآور گاز و برق
در کنار ذغال سنگ، کمبود گاز و برق و قیمت سرسامآور آنها مردم را بیشتر به سمت سوختهای آلاینده سوق میدهد:
برق ناپایدار: برق شهر کابل در زمستانها اغلب ناپایدار است و قطعیهای طولانیمدت، استفاده از وسایل گرمایشی برقی را ناممکن میسازد.
گاز گرانقیمت: گاز مایع به دلیل محدودیت واردات و تقاضای بالا، بسیار گران است و بسیاری از خانوادههای کمدرآمد توان خرید آن را ندارند.
در نتیجه، مردم ناچار به روی آوردن به روشهای سنتی و ارزانتر میشوند، که بهای آن، آسیب جدی به هوای شهر و صحت ساکنان کابل است.
۳. فقر گسترده و استفاده از مواد مرگبار
فقر گسترده مردم نیز یکی از دلایل اصلی تشدید آلودگی هوا محسوب میشود. بسیاری از خانوادهها توان خرید ذغال سنگ با کیفیت را ندارند و مجبورند از مواد ارزانتر و بیکیفیتتری مانند پلاستیک، تیرهای کهنه، چوبهای پوسیده، زبالهها و مواد کیمیاوی سوخته استفاده کنند.
دود ناشی از سوختن این مواد نهتنها آلودهتر از دود ذغال سنگ است، بلکه حاوی ذرات بسیار خطرناکی است که میتواند مریضیهای شدید تنفسی، ناراحتیهای قلبی و مشکلات چشمی را بهوجود آورد. در محلات فقیرنشین کابل، میزان آلودگی هوا به مراتب بالاتر از مناطق دیگر است.
ناکامی حاکمان در کنترول آلودگی هوا
حاکمان افغانستان، از جمله ادارهٔ طالبان، در سالهای اخیر نتوانستهاند راهکارهای مؤثر و پایدار برای کنترول آلودگی هوا اجرا کنند. بسیاری از پلانهایی که برای کنترول دود، تنظیم سوخت یا نظارت بر فعالیتهای صنعتی اعلام شده، یا در حد شعار باقی مانده یا بهصورت محدود و ناپیوسته اجرا شده است.
عدم پروگرام جامع و تمرکز بر مسایل امنیتی، ضعف هماهنگی میان نهادهای مسئول و کمبود منابع باعث شده است که موضوع محیط زیست و کیفیت هوا در حاشیه قرار گیرد.
از سوی دیگر، عدم مشروعیت داخلی و بینالمللی طالبان نیز چالشی جدی ایجاد کرده است؛ سازمان ملل متحد طالبان را به نشستهای اقلیمی خود دعوت نمیکند، در نتیجه مشکلات محیط زیستی و اقلیمی افغانستان از جمله آلودگی هوا مورد توجه جدی و حمایت بینالمللی قرار نمیگیرد.
این ناکامی در کنترول آلودگی هوا باعث شده است که همه ساله صدها نفر بر اثر مریضیهای ناشی از آلودگی هوا جان بدهند و زنده گی ملیونها نفر همچنان در معرض خطر باشند.