تاریخ انتشار: 16 می 2026

سکوت سنگین مقامات کابل در قبال جنایات سازمان‌یافته؛ چه کسی مسئول ترورهای پایتخت است؟

سکوت سنگین مقامات کابل در قبال جنایات سازمان‌یافته؛ چه کسی مسئول ترورهای پایتخت است؟

به دنبال وقوع چندین رویداد فجیع جنایی از جمله سربریدن یک جوان در کابل، قتل عام یک خانواده در جوزجان و کشف اجساد سلاخی‌شده در ولایت‌های مختلف، نگرانی‌ها از فروپاشی ساختار امنیتی طالبان به اوج خود رسیده است. آگاهان، فقر شدید، تبعیض‌های ساختاری، ثروت‌اندوزی قوماندانان و نبود لباس فرم و نظام پاسخگو را از دلایل اصلی روی آوردن جنگجویان به سرقت‌های مسلحانه و جرایم خشن می‌دانند…

گزارش‌های میدانی ناامیدکننده‌ای از وضعیت امنیتی در شهرهای بزرگ کشور به گوش می‌رسد که نشان‌دهنده افزایش بی‌سابقه جرایم جنایی، سرقت‌های مسلحانه و قتل‌های هدفمند است. در تازه‌ترین مورد، روز گذشته، مهاجمان ناشناس در منطقه باغ‌بالا در کابل، یک جوان را به شکل فجیعی سربریده و موتر او را به سرقت بردند. این جنایت در حالی رخ می‌دهد که پایتخت هنوز در شوک کشف اجساد سلاخی‌شده دو دختر جوان در کوه‌های اطراف شهر و سلب امنیت روانی ناشی از سربریدن یک طفل خردسال در ولایت کنر به سر می‌برد.

حمام خون در جوزجان و ترورهای مرموز در بامیان

دامنه این ناامنی‌ها به ولایت‌های شمالی و مرکزی نیز کشیده شده است. در شهر شبرغان ولایت جوزجان، مهاجمانی مسلح با پوشش لباس طالبان به خانه کارمند یک شرکت تانک تیل یورش بردند که در پی درگیری حاصله، یک مادر و دو فرزندش جان باختند و دو طفل دیگر به شدت زخم برداشتند. هم‌زمان، ترور با ضربات چاقوی یک داکتر جوان در مرکز ولایت بامیان و رویدادهای مشابه در دایکندی و بادغیس، باشنده گان این مناطق را نسبت به بی‌تفاوتی یا ناتوانی نهادهای امنیتی حاکم در امر تأمین امنیت عمومی به شدت معترض کرده است.

​ریشه‌یابی بحران؛ شکاف طبقاتی میان رهبران و جنگجویان عادی

یافته‌های رسانه‌ای پرده از یک چالش عمیق درون ساختاری در بدنه طالبان برمی‌دارد. یک منبع آگاه با اشاره به مصاحبه با بیش از ۳۰ جنگجوی عادی طالبان فاش کرد که سرخوردگی شدیدی در میان بدنه تزریق شده است. جنگجویان پیاده‌نظام با مشاهده زنده گی تجملاتی، موترهای گران‌قیمت و ثروت‌اندوزی سریع قوماندانان و مقامات ارشد خود، دچار نوعی حسادت و سرخوردگی شده‌اند. به باور کارشناسان، وقتی نیروهای پائین‌رتبه خود را محروم و رهبران را غرق در ثروت می‌بینند، برای رسیدن به امکانات رفاهی، با تکیه بر ذهنیت جنگی خود راه زورگیری، سرقت مسلحانه و باج‌گیری از باشنده گان را در پیش می‌گیرند.

​سلاح‌های پیشرفته در دستان عناصر غیرمسئول

بسیاری از این دزدی‌ها و ترورها توسط افرادی صورت می‌گیرد که به سلاح‌های سبک و پیشرفته نظامی دسترسی دارند و به دلیل نبود یک یونیفورم واحد و مشخص، به راحتی خود را مأمور حکومت معرفی می‌کنند. آگاهان مسایل نظامی، این وضعیت را نتیجه منطقی ساختار نامنظم، ترجیح وفاداری‌های قومی بر شایسته‌سالاری، خرید و فروش آزادانه تسلیحات توسط قوماندانان و نبود یک نظام قضایی شفاف و پاسخگو می‌دانند. این بستر بی‌قانون، افغانستان را عملاً به جولانگاهی امن برای باندهای تبهکار و عناصر افراطی بدل کرده که زیر سایه سکوت مقامات کابل، ترس و وحشت را در جامعه گسترش داده اند.

همرسانی کنید!