گزارشهای تحلیلی حاکی از آن است که تغییر رویکردها و چالشهای امنیتی در سرحدات شرقی و شمالی افغانستان، بستر شکلگیری جبهات جدیدی را فراهم ساخته است. این طراحیهای کلان که با همسویی قدرتهای غربی دنبال میشود، هلال بحرانی را در راستای اهداف جیوپلیتیک و اخلال در منافع بازیگران کلان منطقوی هدف قرار داده است.
شکست راهبردهای اسلامآباد و تغییر دکترین امنیتی شمال
تحولات ماههای اخیر در حوزههای شمالی و شرقی افغانستان نشاندهنده تغییر ملموس در الگوهای مداخله و رقابتهای منطقوی است. پس از ناکامی سیاستها و رویکردهای پیشین اسلامآباد در مدیریت مناسبات با کابل، شواهد حاکی از فعالسازی مجدد جبهات اپوزیسیون و عناصر مخالف حکومت فعلی در این مناطق است.
این تحرکات که با هدف بازآفرینی بحران و ناامنی در شمال افغانستان طراحی شده، نشاندهنده ابعاد تازهای از تلاش برای بازگشت به رقابتهای فرامنطقوی در جغرافیای این کشور است.
طراحی جیوپلیتیک هلال بحران و منافع راهبردی چین
بررسی الگوهای جغرافیای این ناآرامیها نشان میدهد که تمرکز بر محورهای حاشیهای از چترال و نورستان تا کنر و ولایت بدخشان، کریدوری ناامن را شکل داده است. هدف پنهان این هلال امنیتی، ایجاد اخلال جدی در خطوط مواصلاتی و قطع منافع کلان اقتصادی و امنیتی چین در منطقه است.
ناظران سیاسی بر این باورند که این پازل امنیتی، با همسویی آشکار سناریوهای استخباراتی ایالات متحده و بریتانیا پیگیری میشود تا ضمن امنیتیسازی پیرامون سرحدات شمالی، بسترهای لازم برای تضعیف حاکمیت مرکزی و چالشهای جیوپلیتیک فراهم گردد.
سناریوی تجزیه و پیامدهای منطقوی آن
طراحیهای کلان پیرامون ایجاد انشعاب و جداسازی مناطق شمال و شرق افغانستان، بیش از پیش فرضیه حرکت به سمت سناریوی تجزیه را تقویت کرده است. این رویکرد که کاملاً در راستای منافع راهبردی غرب در تضعیف ارادههای مستقل منطقوی ارزیابی میشود، میتواند ثبات کشورهای پیرامونی و آسیای مرکزی را به طور مستقیم تحت تأثیر قرار دهد.
تداوم این روند نهتنها بحرانهای داخلی افغانستان را عمق میبخشد، بلکه مصارف سنگینی را بر امنیت دستهجمعی کشورهای منطقه تحمیل خواهد کرد.
