بخش : مطالب خواندنی, همه -+ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : جمعه, 26 جولای , 2019 لینک کوتاه خبر :

دختر زیبایی که ناگهان ترسناک شد + عکس 18+

ژاکلین سابوریدو2 - دختر زیبایی که ناگهان ترسناک شد + عکس 18+

آریانانیوز: یک دختر جوان درعرض 45 ثانیه زیبایی اش را از دست داد...


ژاکلین سابوریدو تا 21 سالگی یک دختر زیبا و سالم بود اما یک تصادف همه زنده گی او را نابود کرد. نام او که حالا قهرمان مبارزه با بی احتیاطی در راننده گی شده است میان 21 نفری قرار دارد که در جهان منتظر انجام عمل پیوند صورت برای بازگشت به زنده گی استند.

صبح روز 19 سپتمبر سال 1999 ژاکلین سابوریدو یک دختر زیبا و سالم بود. او چند روزی بود که برای گذراندن یک دوره آموزش زبان انگلیسی از کشورش ونزویلا به ایالت تگزاس امریکا آمده بود، در پوهنتون خود دختری شاد و باهوش به حساب می آمد، دوست های زیادی داشت و به نظر نمی آمد هیچ مشکلی در زنده گی اش داشته باشد. اما شب 19 سپتمبر دیگر هیچ چیز به این شکل نبود. او به همراه 4 نفر از دوستانش آن شب از خانه یکی از دوستان شان برمی گشتند که همه زنده گی این دختر 21 ساله زیر و رو شد. ژاکلین خودش از آن شب تنها نور چراغ های موتری را به خاطر می آورد که مستقیم به موتر آنها کوبید. اتومبیل آنها آتش گرفت؛ پاهای ژاکلین که در چوکی جلو نشسته بود گیر کرده بود و ماموران امداد نمی توانستند او را بیرون بکشند. بدن او 45 ثانیه در آتش سوخت؛ 45 ثانیه ای که همه زنده گی او را نابود کرد.

ژاکلین سابوریدو - دختر زیبایی که ناگهان ترسناک شد + عکس 18+

دریور مقصر پسری 17 ساله بود که مقدار زیادی مشروبات الکولی خورده بود. ژاکلین در شفاخانه چشم هایش را بالاخره باز می کند. 61 فیصد از بدن ژاکلین به طور کامل در این تصادف می سوزد. داکتران مجبور می شوند انگشتهایش را قطع کنند. او گوشها،بینی،پلک چشم ها،موها و مقدار زیادی از بینایی اش را از دست می دهد. واقعیت این بود که او دیگر صورتی برای زنده گی نداشت.

پدر ژاکلین در ماه های اول هیچ آینه ای را در شفاخانه باقی نمی گذارد اما بعد از مدتی تصمیم می گیرد دخترش را با واقعیت مواجه کند. ژاکلین خودش را بالاخره می بیند و از وحشت فریاد می کشد. مدت زیادی طول می کشد تا ژاکلین بتواند با واقعیت کنار بیاید. پدر،فرشته نجات ژاکلین بود. او هر روز سعی کرد امید را در ژاکلین زنده کند.

51 عملیات جراحی روی او انجام می شود تا صورت کاملا از بین رفته او حداقل یک شکلی پیدا کند. چهره او با این عمل ها هنوز هم وحشتناک بود. او به ادامه زنده گی امیدوار شده بود اما بچه ها در شفاخانه هنوز هم با دیدن او جیغ می زدند و فرار می کردند.

همرسانی کنید!
برچسب ها