بخش : مطلب ویژه -+ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, ۲۶ جدی , ۱۳۹۰ لینک کوتاه خبر :

بازشناسی فاکتورهای بحران در افغانستان

Factors to the crisis in Afghanistan - بازشناسی فاکتورهای بحران در افغانستان

بخش دوم

هدف پاکستان از تداوم بحران در افغانستان

منطق باج وخشونت نه تنها در افغانستان که در نظام بین الملل نیز پذیرفته شده است. ازین روست که پاکستان ـ برای تأسیس طالبان و قتل هزاران انسان در افغانستان ومنطقه ـ نه تنها سرزنش که  تا هنوز باج های کلان را صاحب شده است. با آن که حمایت پاکستان از طالبان یک راز باز است و پاکستان مانع بزرگی برای صلح در افغانستان، ولی بازهم پاکستان همیشه در نزد هرم قدرت در آمریکا دست بالا را برای سمت و سو دادن مسایل افغانستان دارا بوده است. این خود می رساند که پاکستان با مهارت تمام بحران می آفریند و آنگاه خود نه به عنوان یک مشکل که به عنوان بخشی از راه حل پذیرفته می گردد و از جهان امتیاز مطلق می گیرد. پاکستان با همین مهارت  از جنگ افغانستان با شوروی نهایت استفاده را برد. چهارده سال تمام آمریکا را دوشید. پروژه ی هسته ی اش را تکمیل کرد،اقتصادش را بازسازی نمود و تسلیحات مدرن آمریکا را خود گرفت وکهنه هایش را به مجاهدین داد. وسرانجام پس از شکست شوروی نخواست که در سایه ی یک همسایه قهرمان زندگی کند. لذا جهاد افغانستان را تبدیل به جنایت کرد و رهبران مجاهدین را رسوای عالم نمود. باقی مانده ی مجاهدین عرب وپاکستانی را نگه داشت و ذخیره فردای خود ساخت. در مدرسه های وهابیت شستشوی مغزی شان داد و صد ها نفر آماده انتحار تولید کرد و به خطرناک ترین تسلیحات دنیا مجهز شد؛ صد ها بمب اتمی آماده انفجار و صد ها طالبی پر از اشتهای انفجار. این بار می خواست که افغانستان را نه تنها از انسان که حتی از استخوان های گورستان و آثار عهد باستان و پرنده و درختانش پاکسازی کند. ولی نا گهان عدو سبب خیر شد، وتیری برگرده آمریکا فرود آمد و دوقلوی زیبایش در دامنش خون وخاکسترشد. باز هم پاکستان ده سال تمام آمریکا را در غارهای تورا بورا و بیابان های شرق افغانستان سرگردان کرد وبن لادن را در پاکستان پذیرای کرد. دوباره از آمریکا غرامت گرفت آن طور که حتی مرده ی بن لادن را هم به آمریکا فروخت. بن لادنی که خیلی زود تر از این از پا افتاده بود زیرا بن لادن تمام دارای اش در جیبش بود نه در ذهنش.آنگاه که جیبش تهی شد از پا در افتاد واستخوانش حراج پاکستان شد.

حال سوال اساسی اینست که چرا پاکستان پالیسی سیاسی خودش را بدین خط مشی بنا نهاده است؟

 مبنای این سیاست در این است که دولت های در معرض خطرِ تمامیت ارضی، بقای خودش را در ناامنی دیگران جستجو می کنند. پاکستان واسراییل نمونه ی واضح این قاعده اند. هندوستان بسان دیوی عظیم الجثه ی است که در پشت پاکستان خوابیده و سالهاست که گرده ی پاکستان را آزرده است و تمام شمال پاکستان را از آن خود می داند. ونصف باقیمانده اش با خط دیورند دو نیمه می شود که افغانستان از آن خود می خواند. لذا پاکستان برای رهای از آشفتگی خود برای این دوکشور آشوب می آفریند و مشغول شان می دارد. با این تفاوت که فراتر از منازعات مرزی، پاکستان افغانستان را به عنوان حیات خلوت خود تلقی می کند که در وقت لازم، بجای مقاومت فیزیکی در برابر فشار هندوستان به راحتی از تاکتیکی جا بجایی در خاک افغانستان استفاده کند. ازین رو است که پاکستان حتی حکومت پشتونیزم ناسیونالیستی را در افغانستان  بر نمی تابد وهمیشه در جستجوی حکومت مذهبی رادیکال است تا پاکستان را به عنوان برادر مسلمان شریک خاک وخانه اش بداند.

اینک سوال اینست؛ حال که مرگ بن لادن دست پاکستان را رو کرده است، آمریکا با پاکستان چه خواهد نمود؟

حقیقت اینست که پاکستان بازهم باج و امتیازش را از آمریکا خواهد گرفت. زیرا آمریکا این ناز سیاسی پاکستان را خریدار است. چه آنکه تداوم اختلافات مرزی وتقابل منافع پاکستان وافغانستان باعث تداوم بحران در افغانستان می شود واین تداوم باعث دوام حضور آمریکا در منطقه می گردد. واز دیگر جانب آمریکا نمی خواهد با سخت گیری بی مورد پاکستان را وارد یک عصبانیت بچه  گانه کند. زیرا نیک می داند که اکنون تومور سرطان ترورریسم زیر دست پاکستان است اگر عصبانی شود منفجرش می سازد و تمام منطقه را آلوده به مرگ خواهد ساخت. بدینسان آمریکا نه می تواند پاکستان را مجبور کند و نه می تواند که جنگ را به پاکستان بکشاند. چه آنکه اگر امکانش می بود آمریکا ازهمان ابتدا جنگ را از پاکستان آغاز می کرد که مرکز طالبان بود. پاکستان اما در پناه صد ها بمب اتم ومردان انتحاری اش در برابر آمریکا راست قامت خواهد ماند. نهایت هم چنان سران بی مصرف القاعده و طالبان را به آمریکا خواهد فروخت و جلب رضایت خواهد کرد. ولی سطح زیرین طالبان را همیشه برای خود نگه شان خواهد داشت. زیرا طالبان کسانی نیستند که خواسته های مغایر با منافع سیاسی پاکستان داشته باشند. بلکه در راه رسیدن به اهداف پاکستان جهاد میکنند. از این رو حکومت پاکستان هیچگاه طالبان را نابود نخواهد کرد بلکه از آن استفاده بهینه خواهد نمود چه آنکه پاکستان برای طالبان هزینه ی بسیارکرده است.

ارسالی: سید آصف حسینی

همرسانی کنید!