بخش : اخبار, اقتصادی, سياسی, همه, یادداشت -+ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 17 ژوئن , 2019 لینک کوتاه خبر :

صرف 744 ملیارد دالر هزینه، نتیجه 18 سال نبرد امریکا در کشور

امریکا - صرف 744 ملیارد دالر هزینه، نتیجه 18 سال نبرد امریکا در کشور

آریانانیوز: امریکا در طول 18 سال جنگ در افغانستان 744 ملیارد دالر را صرف عملیات نظامی در کشور کرده است در حالی که بودیجه بازسازی در این مدت 119 ملیارد دالر بوده است...


اخیرا در گزارشی که توسط SIGAR نشر شده است، به هزینه های نظامی و بودیجه بازسازی افغانستان توسط امریکا پرداخته شده است. آنچه که جالب توجه است این است که فاصله بسیار زیادی بین هزینه های نظامی و بودیجه بازسازی وجود دارد. داده های موجود بیانگر این است که امریکا در طول 18 سال جنگ در افغانستان 744 ملیارد دالر را صرف عملیات نظامی در کشور کرده است در حالی که بودیجه بازسازی در این مدت 119 ملیارد دالر بوده است. مسئله اساسی این است که چرا با وجود چنین هزینه بالایی و گذشت 18 سال، عملیات نظامی امریکا نتیجه ای معکوس داشته است و طالبان همچنان به حیث یک بازیگر قدرت مند توانایی به چالش کشیدن نیروهای امریکایی و نیروهای امنیتی افغانستان را دارد؟

پاسخی که میتوان به این پرسش داد این است که امریکا به جای هزینه کردن برروی ساخت صلح، هزینه خود را صرف ایجاد شرایطی کرده است که در آن جنگ ادامه بیابد. اما چگونه عدم هزینه برای صلح، موجب ناکارآمدی هزینه های بالای نظامی شده است؟

فاکتورهای اساسی مرتبط با عدم بازسازی افغانستان عبارتند از:

1- قاچاق و کشت مواد مخدر
2- بیکاری
4- عدم کنترول موثر حکومت بر امنیت

قاچاق و کشت مواد مخدر و افزایش قدرت طالبان:

افغانستان بزرگترین تولید کننده مواد مخدر در جهان است. ارزش اقتصاد مواد مخدر در کشور در حدود 1.5 تا 3 ملیارد دالر برآورد شده است. کشت و قاچاق مواد مخدر به دو صورت موجب افزایش قدرت طالبان میشود. ابتدا اینکه بخش عمده ای از درآمدهای طالبان از طریق مواد مخدر تامین میشود. این منابع طالبان را قادر میسازد تا شبکه اجتماعی خود از طریق حمایت از نیازمندان و همچنین جذب افراد فاقد شغل حمایت کند. از سوی دیگر کشت موادمخدر برای افراد محلی نیز سود مندی بالایی دارد، ثروت ناشی از کشت مواد مخدر موجب میشود همکاری افراد محلی با طالبان برای ادامه کشت مواد مخدر و حفظ جریان سود ناشی از آن ادامه یابد. در کنار تاثیر مستقیم کشت مواد مخدر برروی قدرت طالبان، این پدیده موجب شکل گیری جرایم خرد نیز شده و با تاثیر گذاری منفی برروی مشروعیت دولت، به طالبان کمک میکند.

بیکاری، فقر و افزایش قدرت طالبان:

اکنون حدود 50 فیصد از جمعیت کشورمان زیرخط فقر استند و از بین کسانی که شاغل استند نیز حدود 80 فیصد با مشکلاتی چون عدم پرداخت معاش، عدم پرداخت معاش کافی و یا عدم ثبات شغلی رو به رو هستند. تحت این شرایط بسیاری از افراد با وجود تضاد فکری، برای کسب درآمد و فرار از بیکاری به طالبان ملحق میشوند.

عدم موثر حکومت و ناکارآمدی اجرایی:

ناکارآمدی اجرایی و ضعف حکومت در گسترش کنترول خود برروی کشور، به صورت مستقیم به افزایش قدرت طالبان می انجامد. طالبان در فقدان دولت بسیاری از وظایف اولیه آن همچون تامین امینت و مبارزه با جرایم را به عهده میگیرد. در مقابل طالبان در این مناطق با جمع آوری مالیات و عوارض منابع مالی مورد نیاز خود را تامین میکند.

استراتیژی ضد ستیزه جویی در خدمت ستیزه جویان:

عدم تقارن و فاصله بسیار زیاد بین بودیجه نظامی جنگ افغانستان و هزینه بازسازی کشور موجب توقف و حتی پس رفت بازسازی افغانستان شده است. امری که از طریق عواملی همچون رشد بیکاری، قاچاق و کشت مواد مخدر و ضعف دولت به افزایش قدرت طالبان و گسترش ناامنی در افغانستان کمک کرده است. اما 18 سال نبرد نظامی و صرف 744 ملیارد دالر هزینه نیز در میدان نبرد موفقیتی کسب نکرده است، بلکه میتوان گفت استراتیژی ضد ستیزه جویی خود موجب کمک به ستیزه جویان میشود. حملات کور نیروهای نظامی و بمباردمان نیروهای امریکایی موجب کشته شدن بخش عمده ای از افراد ملکی شده است. به صورتی که داده های موجود نشان میدهد، دولت افغانستان و متحدین داخلی و بین المللی آن مسوول 24 فیصد از تلفات افراد ملکی هستند. در مقابل طالبان مسئول کشته شدن 37 فیصد و داعش خراسان مسوول کشته شدن 20 فیصد از افراد ملکی است. بخشی از بازماندگان این حملات به جهت انتقام گیری از نیروهای دولتی به طالبان می پیوندند و استراتیژی ضد ستیزه جویی خود موجب تحرک جمعیت به سمت ستیزه جویی می شود.

همرسانی کنید!
برچسب ها