بخش : خارجی -+ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : پنج شنبه, 17 قوس , 1390 لینک کوتاه خبر :

سقوط هواپیمای فوق پیشرفته جاسوسی آمریکا در ایران

لویه جرگه به اصطلاح عنعنوی که آقای کرزی برای عوامفریبی ماه گذشته برگزار کرد، دستاویزی بود برای وی برای امضای پیمان استراتژیک با آمریکا.


کرزی بندهای اعلان شده در بیانیه پایانی این لویه جرگه را راهنمای سیاست های دولت خود خواند و گفت که دولت افغانستان مصوبات آن را نصب العین خود قرار خواهد داد. اما حتی این لویه جرگه نیز دست دولت افغانستان را برای فروش کشور به بیگانگان کاملا باز نگذاشت و شروطی را برای حراج کشور پیش پای کرزی نهاد. یکی از آن شروط این بود که افغانستان در صورتی می تواند با دولت آمریکا پیمان استراتژیک منعقد کند که آن کشور از خاک افغانستان علیه همسایه های ما بهره نبرده و از خاک افغانستان به کشورهای همسایه حمله نکند. رئیس جمهور کرزی نیز به کشورهای همسایه تعهد سپرد که هرگز از خاک افغانستان علیه آنان استفاده نخواهد شد و دولت افغانستان به ناتو و نیروهای خارجی چنین اجازه ای نخواهد داد.

اما استدلال مخالفان امضای پیمان استراتژیک این است که امضای چنین پیمانی افغانستان را به صحنه تسویه حساب های سرویس های استخباراتی بدل کرده و جلو رشد و توسعه سیاسی و اقتصادی کشور را خواهد گرفت. به علاوه اینکه دولت افغانستان از هیچ گونه ابزاری برای کنترل نیروهای خارجی برخوردار نبوده و تنها تعهد اخلاقی آنان برای عدم استفاده از خاک کشور ما علیه همسایگان نیز ارزش چندانی ندارد.
حمله هلیکوپترهای آیساف به نظامیان پاکستانی که منجر به کشته شدن بیش از بیست نظامی پاکستانی گردید، اولین زنگ خطری برای ورود منطقه به یک بحران جدید بود. اما روز یکشنبه و با اعلان سقوط هواپیمای پیشرفته جاسوسی آمریکا در مرزهای شرقی ایران که مشغول جاسوسی از آن کشور بوده، طلیعه آغاز یک نبرد استخباراتی شدید میان آمریکا و کشورهای منطقه هویدا شد.
بنا به اعلان ستاد نیروهای مسلح ایران، واحد جنگ الکترونیک آن کشور پس از آنکه هواپیمای بدون سرنشین RQ- 170 از مرز افغانستان وارد ایران شد در یک عملیات الکترونیکی آن را مجبور به فرود در خاک ایران کرده و در اختیار گرفت.
اما مسئله زمانی اهمیت پیدا می کند که گزارش هایی از قصد سازمان سیا برای بازپس گیری این هواپیمای فوق پیشرفته جاسوسی منتشر شده که بخاطر ترس از واکنش نیروهای نظامی ایران تاکنون اجرا نشده است.
از سوی دیگر یک مقام ارشد نظامی ایران که نامش فاش نشده است گفت: «به علت نقض حریم مرزی ایران از سوی ارتش آمریکا، عملیات های الکترونیکی جمهوری اسلامی ایران تنها به داخل مرزهای ایران محدود نخواهد شد.»
اگر تمام کنش ها و واکنش های طرفین را در چند روز اخیر کنار هم بگذاریم، نتیجه این خواهد بود که افغانستان با امضای پیمان استراتژیک با آمریکا نه محلی امن برای زندگی شهروانش که صحنه نبردی برای سازمان های استخباراتی و نظامی ارتش های قدرتمند جهان و همسایه خواهد شد.
و اگر اظهار نگرانی وزیر خارجه روسیه از امضای پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا را به آنچه در بالا گفته شد بیفزاییم، این نتیجه طبیعی خواهد بود که حضور درازمدت نیروهای نظامی غرب در افغانستان نه تنها امنیت را برای ما به ارمغان نخواهد آورد بلکه فصلی جدیدی از رویارویی های استخباراتی و امنیتی را با محوریت افغانستان نوید می دهد.
امضای پیمان استراتژیک و حضور درازمدت نیروهای نظامی بیگانه در کشور نه تنها اقتدار رویایی را که دولتمردان افغان به دنبال آن هستند به کشور ما نخواهد داد و نه تنها امنیت ما را بیمه و بهینه نخواهد ساخت که شهروندان افغان را قربانی رقابت کشورهای قدرتمند دیگر خواهد کرد.
برخی به این باورند که حادثه خونین روز عاشورا در کابل نیز که منجر به قتل عام نزدیک به دوصد شهروند عزادار افغان شد از همین زاویه قابل تحلیل بوده و پاسخی بود که آی اس آی برای کشته شدن نیروهای نظامی خود به دست هلیکوپترهای آیساف طرح و توسط لشکر تروریست جنگوی اجرا کرد.

همرسانی کنید!