بخش : گزارش تصویری, مقالات -+ نسخه قابل چاپ

زمان انتشار : دوشنبه, 22 جوزا , 1391 لینک کوتاه خبر :

افسانه ملا عمر، رهبر طالبان

    منبع: الجزیره / برگردان: عبدالاحد بهرامی   یک دهه جنگ ناتو به رهبری ایالات متحده امریکا علیه طالبان در افغانستان، شاید به میزان اندکی توانسته باشد نفوذ یکی از قدرتمندترین چهره سمبولیک جنبش طالبان را متزلزل سازد: ملاعمر، رهبر معنوی و به شدت اسرار آمیز طالبان که از یک چشم نابیناست.


ده ها سال جنگ در افغانستان و جایزه ده میلیون دالری از سوی امریکایی ها برای دستگیری و یا اطلاعاتی که منجر به دستگیری وی شود، فقط توانسته است به ماهیت افسانه ای ملاعمر، رهبر معنوی طالبان بیافزاید.

کشتن اسامه بن لادن در می سال 2011 میلادی به شدت به توانایی ها و اعتبار شبکه القاعده در سطح جهان آسیب زد. اما با وجود دستاوردهایی که ناتو در میدان نبرد داشته و با وجود جایزه ده میلیون دالری برای دستگیری رهبر طالبان، و توانسته تا هنوز به دام نیفتد و ائتلاف بین المللی نتوانسته اند موفقیت ردیابی رهبر شبکه القاعده را در مورد رهبر متواری طالبان تکرار کنند. ملاعمر که هرگز در جریان حاکمیت پنج ساله خود در افغانستان، توسط اغلب افغان ها دیده نشده و صدایش به ندرت شنیده شده، شاید فقط چیزی بیشتر از یک افسانه بوده است. تداوم این افسانه، امروزه یکی از شکست های آزاردهنده نیروهای ناتو و امریکایی در افغانستان به شمار می رود، در حالی که وی برای طالبان هنوز هم یک عامل متحد کننده است.

ظهور یک رهبر کاریزماتیک:

ظهور ملا عمر نیز همانند زندگی وی اسرار آمیز است و افسانه های مرتبط با ملا عمر در همه جا وجود دارد. بنا به روایتی، عمر در جنگ با سربازان شوروی سابق نقش داشته و در حالی که یک چشم خود را در اثر اصابت پارچه از دست داده بود، همچنان به جنگ ادامه می داد. گفته می شود، غارت و هرج و مرجی که بعد از خروج نیروهای شوروی در قندهار حاکم بود، کاسه صبر وی را لبریز کرده بود و تجاوز یک جنگسالار محلی به گروهی از مسافران در قندهار، وی را وا داشت تا افراد به شدت مذهبی و محافظه کار را گردهم آورد که بعدها طالبان را تشکیل دادند. یا اینکه گفته می شود که ملاعمر همراه با شماری از شاگردان خود، قوماندانی را که دست به تجاوز زده بود، اعدام کرده بود و به این ترتیب در قندهار شهرت کسب کرده بود.

بنا به روایت دیگری، گفته می شود که وی در خواب پیامبر را ملاقات کرده و در این ملاقات به ملا عمر گفته شده که وی باید کشور را برای خروج از فساد و آشفتگی رهبری کند. به گفته آنهایی که این روایت را تایید می کنند، ملا عمر که یک چهره بسیار گمنام بوده، با استفاده از افسانه توانست برای خود مشروعیت کسب کند.

ملا عمر در سال 1996 زمانی که میخواست رهبری بلامنازع خود را تثبیت کند، از خرقه حضرت محمد پیامبر اسلام را که از مقدس آثار صدر اسلام به شمار می رود، بهره برداری کرد. بعد از 250 سال از زمان دوره حکومت احمدشاه ابدالی، ملا عمر برای اولین بار این خرقه را در حضور 1500 تن از رهبران دینی، به شمول اسامه بن لادن، رهبر سابق شبکه القاعده در بر کرد. در حالی که ملا عمر دارای هیچ پایگاه سیاسی و قبیله ای نبود، این اقدام، نیروی محرکی بود که وی را حاکم بلامنازع حدود 90 درصد از قلمرو افغانستان ساخت؛ تا اینکه نیروهای امریکایی در سال 2001 میلادی به حکومت وی پایان دادند. عنوان “امیرالمومنین” را وی در همان زمان کسب کرد که تا هنوز طالبان این عنوان را بر او اطلاق می کنند.

طراحی شده یا اورگانیک:

درباره اینکه جنبش طالبان چگونه به وجود آمد و چه دست هایی در پشت آن وجود داشت، اجماع نظر وجود ندارد. بسیاری به این باورند که این گروه در واکنش به آشفتگی و خلاء قدرت بعد از خروج نیروهای شوروی بوجود آمد و آی اس آی، سازمان استخباراتی پاکستان بعد از آنکه توانایی بالقوه آنها را متوجه شدند، از این گروه حمایت کردند. اما بعضی دیگر از تحلیلگران این تیوری را زیر سوال می برند و می گویند که طالبان بسیار پیشتر از آنکه ملا عمر به عنوان رهبر آنها تعیین شود، طراحی و ایجاد شده بود و خلاء قدرت و آشفتگی اجتماعی در دهه 1990، در ظهور دراماتیک طالبان، حتی بیش از آنکه مقامات آی اس ای انتظار داشتند، نقش اساسی داشت.

به باور آگاهان، ملا عمر دارای کاریزما بود و این جذبه کاریزماتیک را به خوبی با غیب شدن از انظار عموم، کنترول می کرد. بر اساس بعضی گزارش ها، ملا عمر، در یک مدرسه پاکستانی تحصیل کرده و بر اساس بعضی دیگر، وی در یک مدرسه دینی در قندهار درس خوانده است. بعضی از کارشناسان به این باورند که ملا عمر، ظرفیت خارق العاده رهبری و توانایی بقای جایگاه و اعتبار افسانه ای خود را نداشت؛ اما اسرار آمیز بودن وی در غیبت از انظار عمومی و همچنین مشروعیت یافتن به عنوان امیر بلامنازع مومنان بود.

با آنکه ملاعمر همواره یک چهره ای مبهم بوده است، و در ابهام اسرارآمیزی یکی از تندروترین جنبش های اسلامگرا رهبری کرد؛ اما فرمان هایی که از سوی طالبان صادر می شد، مبهم نبود بلکه کاملا صراحت داشتند. زنان از کار و رفتن به مکاتب منع شدند. استفاده از دستگاه های تلویزیون ممنوع بود. عکس برداری ممنوع شده بود و عکاسان در صورتی که جرات می کردند، دست به تصویر برداری بزنند، با تهدید زندان مواجه بود. طالبان همچنان موسیقی را منع کرده بودند و کسانی که از طریق مرز تورخم از پاکستان وارد افغانستان می شدند، با دستگاه های شکسته رادیو و تلویزیون استقبال می شدند که از تنه های درختی آویخته شده بود.

در غیبت رسانه ها، ملا عمر فقط با نقل قول های خود شناخته می شد که از طریق رادیو شریعت، که یگانه رادیو در کشور تحت حاکمیت طالبان بود، خوانده می شد. اما با آنهم، ملا عمر هرگز شخصا از طریق رادیو صحبت نکرد؛ بلکه این فقط “سنگر نیازی”، گوینده رادیو شریعت طالبان بود که پیام های مختصر رهبر طالبان را می خواند. روزی که طالبان کابل را فتح کردند، نیازی از جمله اولین دو نفری بود که برای انتشار پیام های طالبان به رادیو کابل رفتند اما دیگر کارمندان این رادیو از بیم جان خود در خانه های خود ماندند. صدای نیازی، رهبر طالبان را به عنوان شخصیت مقدس و واجب الاطاعه معرفی می کرد.

گفته می شود، با از سقوط طالبان در سال 2001 میلادی در تهاجم نیروهای ائتلاف بین المللی به رهبری امریکا، ملا عمر بر پشت یک موترسیکلت از سپین بولدک قندهار به طرف پاکستان فرار کرد. گاهی مقامات افغان و امریکایی گفتند که وی در شهر کراچی پاکستان تثبیت موقعیت شده است و بعضی گزارش هایی منتشر شد که ظاهرا وی تحت حمایت سازمان استخباراتی پاکستان است؛ موضوعی که پاکستانی ها آنرا رد کرده اند. وی که گفته می شود، اکنون 52 ساله است، همچنان متواری است و اطلاعات موثق در مورد وی وجود ندارد.

حتی بعضی از تصاویر بی رنگی که بیش از یک دهه پیش از وی منتشر شده، نیز بحث برانگیز بوده است. در جریان سال های اخیر، وی بصورت مکرر پیام هایی را صادر کرده است؛ اما این پیام ها نیز همانند پیام های دوران حاکمیت وی از طریق رادیو شریعت، چیزی از ابهام و اسرار آمیز بودن رهبران طالبان نکاسته است.

 

 منبع: روزنامه افغانستان

 

همرسانی کنید!